صائن الدين على بن تركه
124
عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى )
ص 45 ، س 19 - 20 : به وقت صبح . . . : شعر از ظهير فاريابى است . ص 46 ، س 1 : سوف ترى إذ . . . : وقتى كه گردوخاك فرونشيند خواهى ديد كه بر اسب سوار هستى يا بر خر . از امثال ساير عرب است و دربارهء كسى گفته مىشود كه از چيزى نهى شود و او سر پيچد ( نگاه كنيد به : مجمع الأمثال ، ميدانى ، ج 1 ، ص 357 ) . ص 46 ، س 4 : بسا رخنه كه اصل . . . : شعر از خسرو و شيرين نظامى ، ص 320 است . ص 46 ، س 5 : بسا قفلا كه . . . : شعر از خسرو و شيرين نظامى ، ص 415 است . ص 46 ، س 13 : گوزن كوه اگر . . . : شعر از خسرو و شيرين نظامى ، ص 144 است . ص 47 ، س 1 : قوم إذا الشرّ . . . : قومى كه اگر شرّ و بلا دندانهايش را بديشان نشان دهد گروه گروه و تكتك به سوى او بال مىگشايند . مجمع الأمثال ، احمد قبّش ، ص 234 ، بيت مذكور را از آن قريط بن انيف دانسته است . اين منظور در لسان العرب ، ج 8 ، ص 238 به نام عنبرى ضبط كرده و على شيرى مصحح كتاب در پاورقى توضيح داده كه از قريط بن انيف است و در حماسه هم آمده . ص 47 ، س 2 - 3 : وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ . . . : هر كه بر خداوند توكل كند همو وى را بسنده است ( الطلاق 65 / 3 ) . ص 47 ، س 8 - 9 : ما عَلَى الرَّسُولِ . . . : بر فرستاده جز رساندن پيغام نيست ( المائدة 5 / 99 ) . ص 48 ، س 4 : تا به يكى نم . . . : در مخزن الاسرار نظامى ، ص 132 ، با فعل دوم شخص مفرد ضبط شده است . ص 48 ، س 7 به بعد : توصيف رمزى بدن انسان و قواى آن است . « شهرستان » رمز هر يك از دستگاههاى بزرگ و اصلى بدن مثل ساختمان مغز ، قلب و كبد است كه پس از اين بدانها مىپردازد . چنان كه ملاحظه مىشود مجموعهء اين شهرستانها « مملكت » وجود انسان را تشكيل مىدهند . ص 48 ، س 8 : إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُها فِي الْبِلادِ : بناى ستوندار كه مانندش در سرزمينها ساخته نشده است . ( الفجر 89 / 8 ) . وصف بناهاى عاد قوم هود ( ع ) است . ص 48 ، س 9 : أَ وَ لَمْ يَرَوْا . . . : آيا نديدهاند كه ما حرم امنى قرار دادهايم ؟ ( العنكبوت 29 / 67 )